117
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 12:17
آشفتگی های مدامم منیک دانشجوی پزشکی ساکن خوابگاه ... 117 بسم الله الرحمن الرحیممن اگ بیام اندازه ای ک دوستام تو دانشگاه رو دوست دارم معلوم کنم اول از همه میشن ن و س . بعد ع و م و ال بعدش نماینده دخترامون بعدم هم ب زوور و هزارتا تلاش بتونم ف رو جا بدم . ولی خب جا میدم دیگ . ولی نمیتونم خیلی زیاد و قد...
118
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 12:17
بسم الله الرحمن الرحیم من اگ ی روز ی دختر داشته باشم یادش میدم شجاع باشه و تو زندگیش تلاش کنه سالم و باهوش و دانا باشه . حقش توی زندگی این نباشه ک فقط ب فکر زیبایی صورتش باشه . اگ ورزش میکنه هدفش این باشه ک سالم بمونه ن اینک مانکن بشه واسه تایید دیگران . دیشب خواهرم مهمون بود خونه دوستش ، تولد داشتن...
119
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 12:17
بسم الله الرحمن الرحیم من خیلی خوب متوجه شدم دلیل اینکه جدیدا ف باز با من خوب نیست چیه . حذف کانال تلگرامم .خدا منو ببخشه ولی بی نهایت شادم از اینک حرصش گرفته . خودش میخواد همه باهاش خوب و اوکی باشن ولی خودش برای همه زیرآبی بره و در ظاهر با متانت رفتار کنه . اینم میدونم با رفتن ن و جدا شدن یکساله دا...
حامی حقوق ف
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 12:17
چقدر اینجا حامی حقوق ف رو داریم . نوسانات رفتارم در مورد ف ب خودم مربوطه اما در مورد روشن شدن قضیه اینو باید بگم ک ف خودش گفت دیگ نمیخواد ب ع فکر کنه و در موردش حرف بزنه ،ولی ب من در مورد ص گوش میده . این فقط گفتن بود . چون وقتی حرف میزدم با اوهوم . آها . إإإ . آخی جوابمو میداد . ب موقعیت رفتار کردن...
120
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 12:17
آشفتگی های مدامم منیک دانشجوی پزشکی ساکن خوابگاه ... 120 دوشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۱۳ | 15:59 | (: لبــــــــــــخند :) | برای عاشق شدن باید کسی را انتخاب کنی ک ب تو ، شبیه یک معجزه نگاه کند ...
121
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 12:17
بسم الله الرحمن الرحیم ازمونم ب شدت سخت و وحشتناک بود . انقدر از نتیجه اش میترسم ک حد نداره .جدی جدی هم نگرانشم . وقتی برای ازمون داشتم تو کتابخونه مطالعه میکردم یکی از دخترای 92 ک با س هم اتاقیم کلی صمیمتداره اومد بهم گفت ک میخواد برای س جشن خداحافظی بگیره و خب س برای اینک نفهمه و سوپرایز بشه و یکش...
122
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 12:17
بسم الله الرحمن الرحیم ص ک بهم ریکوئست داد واینا ... بعد من استوری در مورد بوفون گذاشته بودم ک اومد ریپلایش کرد و گفت نمیدونستم اینقدر فوتبالی باشید اصلا نمیاد ب شما ... بعد همین مدلی در مورد فوتبال صحبت کردیم :| ک برگشت گفت چرا داریم اینجا صحبت میکنیم ؟ اینجا نوتیس نمیاد من نمیفهمم اذیتم و اینا ......
116
-
تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 17:51
آشفتگی های مدامم منیک دانشجوی پزشکی ساکن خوابگاه ... 116 بسم الله الرحمن الرحیمامروز اصلا ص رو ندیدم . فقط فهمیدم تابستون رادیولوژی رو برداشته . ینی حس بهتری هم داشتم ک ندیدمش . اونم دم امتحانی ، ذهنم رو اذیت میکرد . امیدوارم ک حتی فردا هم نمبینمش . دیشب دوباره خواب بابامو دیدم . دیدم ی تیراندازی بز...
112
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 5:53
آشفتگی های مدامم منیک دانشجوی پزشکی ساکن خوابگاه ... 112 بسم الله الرحمن الرحیم .یادتون هست گفته بودم شنبه قراره همراه س هم کلاسیم برم مشاوره؟! خب نرفتم . آخه دیدم منطقی نیست همراه اون برم . بعد یکشنبه بعد کلاس من برای م تو ی کافه نزدیک دانشگاه تولد گرفتیم . من قرار بود م رو ببرم . حسابی سوپرایز شد ...
۱۱۳
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 5:53
آشفتگی های مدامم منیک دانشجوی پزشکی ساکن خوابگاه ... ۱۱۳ بسم الله الرحمن الرحیمامروز ی کار خفن کردم . ب ص پیام دادم منتها با ی خط فیک . روز پزشک رو بهش تبریک گفتم و حتی گفتم چقدر زیاد دوستش دارم . خیلی اصرار داشت بدونه من کیم . منم ی جوری حرف زدم ک انگار استاژر و اینام . گفتم ک بگم بودن تو دانشگاه ب...
۱۱۴
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 5:53
آخر قصمه اما قصه ی آخرم این نیست آخر راهی که باید من ازش بگذرم این نیست آرزوهامو برای خاطراتم دوره کردم کجای خاطره باید پی آرزوم بگردم خستم از هرچی رسیدن اگه پشتش سفری نیست برکه ی امنو نمیخوام وقتی موج خطری نیست میرسم نه واسه موندن من مسافرم همیشه مث نوری که میادو رد میشه از دل شیشه آخر قصمه اما قصه...
115
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 5:53
آشفتگی های مدامم منیک دانشجوی پزشکی ساکن خوابگاه ... 115 قبل تر ها ، تقریبا همون جاهایی ک ن رفته نوشته بودم ک دوستی و میزان صمیمیت ف کاملا بسته ب شرایط خودش هست .ینی اینک ن نبود و یا همون مسئله ی ع خیلی زیاد پیش من بود تا من کمکش کنم . خیلی واضح هست اینک الان کلا رفتارش با من عوض شده و تولد م هم این...
102
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:57
آشفتگی های مدامم منیک دانشجوی پزشکی ساکن خوابگاه ... 102 بسم الله الرحمن الرحیماومدیم شمال ، مازندران ، ساری ... گوش شیطونکر خیلی زیاد داره خوش میگذره . البته من ته دلم برای ص غمگین هست ولی خب چ میشه کرد . حالا من هزار بار اومدم شمال اما ب خاطر اینک هیدروفوبیا هستم هیچ موقع تو آب نمیرفتم و کنار آب م...
105
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:57
آشفتگی های مدامم منیک دانشجوی پزشکی ساکن خوابگاه ... 105 نوشتن بعضی چیزا ب اندازه همه دنیا انرژی میخواد ، همون مدلی ک گفتنش انرژی میخواد ، اون شبی ک داعش حمله کرد ، همون روزی ک من تو بیمارستان س و ص رو باهم دیدم ، س شب تو خوابگاه منو برد پشت بوم ، ی قسمتی ک ممنوع بود ، رفتیم اونجا نشستیم و س برام از...
106
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:57
امروز با ف تو بیمارستان بودیم ، بعد خب ص رو هم دیدیم . این ص ی هم کلاس داره ک ب شدت لاغر و درازه بعد ب شدت مثلا بسیجیه اما هممممش همه رو نگاه میکنه ، منو و ف هم خیلی خوشمون نمیاد ازش بعد همیشه اینو میبینم خندم میگیره ب شدت . همیشه هم کنار ف خندیدم بهش . امروز ف اومد ب من بگ ص اونجاست ، بعد یهو پاش پ...
108
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:57
من خودمُ کشتم ، با هزارتا استرس و تپش قلب و فلان بهش سلام دادم ، بعد فقط سرشو تکون میده ...کلا شانسم این مدله دیگ ...جُدا از اینک سلام دادم ، ی بسته بیسکوییت هم داشتم ، دادم بهش ... گفتم آقای دکتر ، نمیدونم گفت بله یا گفت جانم ، ولی از جا پرید ، منم بیسکوییت رو بهش دادم گفتم اینو شما بخورید ، گرفت و...
109
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:57
About اسمم لبخنده (:نظرات تایید نمیشن . میخونمشون و تو وبلاگ خودتون جواب میدم ... آشفتگی های مدامم منیک دانشجوی پزشکی ساکن خوابگاه ... 109 یکشنبه ۱۳۹۶/۰۵/۲۲ | 22:24 | (: لبــــــــــــخند :) | آنلاین شدم و کانالم رو پاک کردم . بعد پست هایی ک دوستشون داشتم اینجا کپی کردم .
110
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:57
بسم الله الرحمن الرحیم در راستای انلاین نشدنم و اینا حتی م و ال هم بهم پیام دادن و حالمو پرسیدن و این برام خوشایند بود . شنبه هم ک من کلاس داشتم ن و ف و ال اومدن پیش من . قرار بود ناهار بخوریم و اینا ولی چون من بینهایت خسته بودم و هوا هم ب شدت گرم تصمیم گرفتیم بریم خونه ف اینا . بعدم هم اونجا فیلم ن...
111
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:57
بسم الله الرحمن الرحیمروز یکشنبه ک دانشگاه بودم رفتم ی چیزی کپی بگیرم ک دیدم مسئول اونجا پسر یکی از هم مسئولای دانشگاه هست . همونی ک کمک من کرد ک کلاس تابستون رو بگیرم بعد همیشه عکس پسراش رو پروفایلشه . این پسره با داداشش دو قلو هستن و کاملاااا نا همسان . بعد پسره 78 بود و ب شدت بامزه . ینی سعی اشت ...
85
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 8:56
آشفتگی های مدامم:امروز عصر آب هویج خریدم رفتم بیمارستان پیش س ، باهم تو اون آلاچیقایی ک وسط بیمارستان هست نشستیم و در حین خوردن آب هویج از هر دری حرف زدیم ، س وقتی فیزیوپاتولوژی بوده از ی پسری خوشش میومد چند سال بالاتر از خودش ٬ بعد انقدر جدا بودن و دور از هم ک اصلا از فکر س هم نمی گذشته ک باهم باشن