خرید بک لینک

درباره سایت

آشفتگی های مدامم من

امکانات وب

آشفتگی های مدامم:
امروز عصر آب هویج خریدم رفتم بیمارستان پیش س ، باهم تو اون آلاچیقایی ک وسط بیمارستان هست نشستیم و در حین خوردن آب هویج از هر دری حرف زدیم ، س وقتی فیزیوپاتولوژی بوده از ی پسری خوشش میومد چند سال بالاتر از خودش ٬ بعد انقدر جدا بودن و دور از هم ک اصلا از فکر س هم نمی گذشته ک باهم باشن ی روز ، خب الان باهن ، ینی بودن ، امروز گفت از نظر من تموم شده اما از نظر اون ن ، بعد وقتی داشت از پیاماش و حرفاش میگفت از ذوووق نمیدونست چ کنه ولی خب گویا شرایط اصلا خوب نیست براشون .
بعد یهو س گفت من گوشیمو نیاوردم رفت بیاره ، بیست دقیقه دیگ برگشت با همون پسری ک سری قبل محو خنده های من!!!! شده بود . من قششششنگ نمیتونستم بخندم ، حتی لبخند بزنم ... بعد س گفت من باید ب لبخند ی پاستا بدم ، توام بیا با ما ... اونم پذیرفت ، حالا قراره هفته آینده اگ زنده بود بیاد با ما ...
خیلی جذاب س داره منو ب کسی میچسبونه ، نمیدونم چرا ...
بعد امروز بخیه کردن هم دیدم ، س داشت دست ی مردی ک حدود یک سانت پاره شده بود رو بخیه میزد . پنج تا بخیه زد ، من همیشه هموفوبیا بودم ، الان بهتر شدم ، غش نکردم فقط یکم سرم گیج رفت .
ی مریض رو هم بردن CPR بعد انتوبش کردن ، خیییییلی خفن بود .
دلم میخواد زود تر علوم پایه تموم بشه برم بالین ):.

اینو تو تلگرام هم نوشته بودم ، اینجا هم ثبتش کردم .

تشکر از اون سه نفری ک اومدم اینجا گفتن ما خوندیم اما جوین نشدیم |:

https://t.me/smileba

کانال تلگرام

برچسب: نویسنده: سپیده اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 8:56

صفحه بندی