خرید بک لینک

درباره سایت

آشفتگی های مدامم من

امکانات وب

بسم الله الرحمن الرحیم

روز یکشنبه ک دانشگاه بودم رفتم ی چیزی کپی بگیرم ک دیدم مسئول اونجا پسر یکی از هم مسئولای دانشگاه هست . همونی ک کمک من کرد ک کلاس تابستون رو بگیرم بعد همیشه عکس پسراش رو پروفایلشه . این پسره با داداشش دو قلو هستن و کاملاااا نا همسان . بعد پسره 78 بود و ب شدت بامزه . ینی سعی اشت خیلی زیاد نشون بده ادم کولی هست . بعد من داخل اون کیوسک بودم ک س هم کلاسی اومد و پرسید ک اینجا چیکار دارم و نزدیک یکساعتی اونجا بوودیم و باهم صحبت کردیم . بعد ک من مجبور شدم برم سر کلاس و اینا . شب س هم کلاسی بهم پیام داد ک میدونستی نباید میرفتی داخل اون کیوسک . دخترا اجازه نیست برن اون تو . منم اگ اومدم میخواستم واسه تو دردسر نشه . نمیخواستم مزاحم بشم و اینا ک گفتم واسه چی اجازه نیست؟ اون بچه سه سال از من کوچک تره . ک گفت من نمیدونم تازه ی بزرگتر هم باهاش حرف زد گفت نباید میذاشته بری اون تو و از این مدل حرفا . حالا من بیشتر نگران اون پسره شدم ک نکنه بابای پسره باهاش دعوا کنه ک همون س دوباره گفت اگ دعواش کردن میرم صحبت میکنم .

شنبه آینده بعد کلاسم قراره با همین س برم ی دانشکده دیگ پیش ی روانشناسی ک استاد روانشناسیمون بهمون معرفی کرده اون برای ی مشکلش منم برای استرسم . بعد من کلا با این س خیلی ندارم ، فقط قضیه ی ص رو بهش نگفتم و نمیدونه . اونم تقریبا با من نداره . حتی مسئله ی علاقش ب همکلاس مشترکمون رو بهم گفته . ب مامانم گفتم میرم اون دانشکده اما نگفتم س باهام میاد . مثل قضیه ی عینک ک بعدا بهش گفتم س باهام اومد شاید اینم بعدا گفتم .

این درسی ک تابستون برداشتم ی تعدادی از استادهاش همون قبلی ها هستند بقیه جدیدن . ن گفته ویس اون استاد جدیدا رو برای اون بفرستم اون برام جزوه مینویسه .

حمایت میشم در این حد

برچسب: نویسنده: سپیده اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:57

صفحه بندی