خرید بک لینک

درباره سایت

آشفتگی های مدامم من

امکانات وب


آشفتگی های مدامم من
یک دانشجوی پزشکی ساکن خوابگاه ...


102

بسم الله الرحمن الرحیم
اومدیم شمال ، مازندران ، ساری ... گوش شیطونکر خیلی زیاد داره خوش میگذره . البته من ته دلم برای ص غمگین هست ولی خب چ میشه کرد . حالا من هزار بار اومدم شمال اما ب خاطر اینک هیدروفوبیا هستم هیچ موقع تو آب نمیرفتم و کنار آب می ایستادم و تماشا میکردم نهایتا هم یکمی پاهام ب آب میخورد ، دیشب ک لب آب بودیم یکمی پاهام تو آب بود برادرم یهو آب پاشید روم . بعد. یهو دستمو کشید منو برد تو آب ، حالا ساعت ده شب منم وسط آب . آنقدر میترسیدم ک جیغ و خنده ام باهم قاطی شده بود ، ولی خب برادرم لحظه ای از کنارم تکون نخورد منم محکمِ محکم دستش رو گرفته بودم . علاوه بر همه ی ترس من ماه گرفتگی هم بود شب پیش و جزرومد هم دریا رو وحشی کرده بود .
این مجموعه هتلی هم ک اومدیم جای خوبیه . دوسال پیش جایی ک رفته بودیم سمت انزلی بود ی جایی مثل هتل های آنتالیا . امسال اونجا پر بود اومدیم اینجا ک اینجام خوبه . امشب هررچی برادرم بهم اصرار کرد ک بریم دریا باز من خودم مواظب تو هستم . گفتم ن . من میخوام مدار صفر درجه ببینم :|
این مدار صفر درجه هم قشنگ هست . سری اولی ک پخش میشد من اول راهنمایی بودم ، بابام تماشا میکرد منم کنارش بودم اما هیچی ازش متوجه نمیشدم . اما الان و با توجه به وضعیتی ک دارم وقتی تماشاش میکنم کلی دوستش دارم . مخصوصا اون قسمت های جذااااب ک حبیب و سارا پیش هم هستن . حتی ب حدی ب تیتراژش علاقهمند شدم ک گوش میدمش همش .
از فروشگاه این مجموعه ی فنجان و نعلبکی خییلی نقلی و شیک و خوشگل خریدم. میدونم کلی بهم خوش میگذره توش چای یا نسکافه بخورم .
....
تلگرام رو از روی گوشیم پاک کردم و تو لپ تاپ ریختم . کلا هم ی هفته ای هست ک نرفتم سمتش . دوستش ندارم دیگ . جز ف و ن هم کسی نپرسید کجا هستم . دوستام برنامه داشتن ک فردا برن جایی باهم ب منم گفته بودن ک نمیتونستم برم . ن پیام داده میشه کلاس شنبه رو نری و همراه ما بیایی؟؟ منم گفتم نمیشه چون تک حذفیه و اینا . و قرار شد اگ رسیدن ساعت یک بیان پیش من . بعد منم گفتم ب برنامه هاتون برسید ، ک گفت تو از هر برنامهای مهم تری ... این مدل حرفایی هست ک بهم میزنن و من میدونم دوستم دارن ولی ی سری بی توجهی های عمیقی هم دارن ک ب خاطرش میخوام بزنم لهشون کنم .
ف تو کانال تلگراممه .نمیدونم چی شد ک این اینکارو کردم. حالا برگشتم شهرم میخوام کانال رو حذف کنم . محیط وبلاگ برام امن تره ...

برچسب: نویسنده: سپیده اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:57

صفحه بندی