[In reply to آشفتگی های مدامم من]
در راستای همین فکر و افکار دیروز ما جا داره بیام و بگم ک امروز داشتیم با ف درس میخوندیم بعد رفتیم خوراکی بخوریم برگشتیم دیدیم اون پسره نشسته جای ف |: دقیییییق جای ف |:
بعد جای ف اصلااااا جای خالی نبود ، کیف و لپ تاپ و کتاب و جزوه و جامدادی و اینا همممش رو میز بود ، رفتیم تو دیدیم اون اونجاست ، من ک از خنده پر پر شدم . ف رفته میگ میشه لپ تاپمو بردارم؟؟ پسره هییییچ نگفت پاشد ک بره ، ف میگ میخواهید بشینیدااا ، باز صداش در نیومد ، ف هم یواش گفت خب نمیخوای نشین ...
من همش حس میکنم این از ف خوشش اومده بعد خواسته بیاد نحوه رفتار ف رو مورد بررسی قرار بده ببینه چ طور رفتاری داره (:
کلا منم ک باز خندیدم کلی
[In reply to آشفتگی های مدامم من]
باز هم در راستای همون ، میبینی چند روز دیگ طرف از ولایت خودشون ی دختر گرفته میاره دانشگاه نشون همه میده ، ماهم در حد جلبک ضایع میشیم با این تفسیرامون ...
برچسب:
نویسنده: سپیده اکبرینژاد