کم کم داره شنبه و اولین روز دانشگاه نزدیک میشه ، دلم برای خیلی ها تنگ شده ، خیلی ها رو هم واقعا اصلا دلم نمی خواهد تا ببینم. دلم برای دوستام تنگ شده ، اما ی چیزایی رو باید این ترم وااااقعا لحاظ کنم. میدونی تو ی سریال دیدم ی دختری ک مغرور بود اصلا نمی خندید ، وقتی یبار خندید خیلی زیباییش ب چشم اومد . من خودم زیبا هستم و جدا وقتی میخندم قشنگ تر میشم ، یبار یکی بهم گفت ، خنده هات خستگی ها رو در میبره ، خوب من قطعا شاد رفتار خواهم کرد اما خندیدنم رو محدود میکنم.
یکی دیگ اینک کلا باید رابطه ام رو با خیلی ها محدود کنم و در کل خط قرمز هام رو وسیع تر کنم این قضیه برای خودم بهتره ، اینک نذارم هر ادمی ب من نزدیک بشه و ی مدتی رو با من باشه و یکم بعدتر ی آدم دیگ کلی هوار بشه و حرف مفت بزنه و من کلی تحقیر بشم.این وضعیت خیلی مسخره هست و اصلا برام قابل درک نیست.
اگ احترامی هم از دست رفته برش میگردونم قطعا...
برچسب:
نویسنده: سپیده اکبرینژاد
تاريخ: دوشنبه
19 مهر
1395 ساعت: 16:20