هی میخوام غر نزنم ، اما نمیشه ... من همیشه واسه س همه کاری کردم ، جدا اونم ب خاطر خودش دوست دارم اما من بعد این دوسال یکاری خواستم از س ، ینی ب ی مشکل برخورد کردم ، ک خیلی ب کمک و مشاوره اش نیاز داشتم و حتی دارم ، وقتی با ع هم اتاقم هم حرف زدم تاثیری نداشت چون روش اون این هست ک شوخی شوخی حل کنه ولی من از این مسئله دارم اذیت میشم ، دیروز بهش پیام دادم چند بار هم زنگ زدم اما جواب نداد بعد شب پیام داد ببخشید گوشیم خاموش شد |: بعد امروز هم کلا پیچوند منو ... واقعا ممکنه سرش شلوغ باشه اما دلم گرفت از دستش ... کلا دیگ هم نمیخوام کارم رو بهش بگم ، چون من سر اون مسئله گریه کردم ، عصبانی شدم و حتی غذا هم نتونستم بخورم دیشب ، از شدت استرس دلم دیشب ب شدت درد گرفته بود ، وقتی من این همه مرحله رو پشت سر گذاشتم دیگ نیازی ندارم بیاد کمکم کنه ...